تبليغاتX
< در خلوت دل
خانهایمیلآرشیوRss
Search

خداحافظ شکیبایی

موضوع: شنبه بیست و نهم تیر 1387 0:9

خسروی عاشق هم خداحــافظـي كرد

 

 

 

روحش شـاد

نوشته شده توسط حمید رضا | لینک ثابت |

ونوشا2

موضوع: شنبه بیست و دوم تیر 1387 17:18

ديروز كنسرت گروه ونوشا در فضاي باز پارك رازي ودر كنار درياچه اين پارك 

 

برگزار شد.

 

با اينكه اينكار اولين تجربه ما در فضاي باز بود، اما خدارو شكر همه چيز خوب و طبق

 

برنامه برگزار شد.

 

البته ناگفته نماند كه قصد ابتدايي اجراي ديروز انتقام گيري از نارفيقان در لباس

 

رفيق بود كه آنهم با دوستي ورفاقت  خاتمه يافت.

 

همراهان ما دراجراي ديروز:

 

حامد گبرلو ،مهدي حسين زاده،عماد لاريجاني، مجيد برومند، ثمير ميرزا خاني و

 

دوست جديدمان وصال بود كه تكنوازي خوب وصال تحسين برانگيز بود.

 

 

 

نوشته شده توسط حمید رضا | لینک ثابت |

ونوشا

موضوع: چهارشنبه پنجم تیر 1387 9:58

اولين اجراي كنسرت گروه ونوشا ديروز در فرهنگسراي ابن سيناي شهرك غرب انجام شد.

 

خداروشكر همه چيز خوب برگزارشد وزحمات چندماهه و همدلي گروه به ثمرنشست.

 

نكته اي كه حتي خودما هم فكر آن را نميكرديم ارتباط خوب و نزديك مردم با آهنگها بود وبراي من

 

لذت بخش تر ازهمه عكس العمل مردم براي كار ايران بود :

 

چو ايران مباد تن من مباد

نوشته شده توسط حمید رضا | لینک ثابت |

آدرس جديد

موضوع: دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387 15:29

 

سلام دوستان خوبم

 

ازاين به بعد با اين آدرس نيز ميتوانيد به خلوت دل دسترسي داشته باشيد:

 

WWW.HRP.IR

نوشته شده توسط حمید رضا | لینک ثابت |

آقای شهردار!!!

موضوع: سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 15:22

آقای شهردار این تصاویر را دیده اید؟
در خبرها آمده بود که شهردار محترم تهران مبلغ 3 میلیارد تومان را برای بازسازی لبنان اختصاص دادن.
آقای شهردار این تصاویر را قبلا دیده اید؟
تصاویر کودکانی که بخاطر آتش سوزی در مدرسه و به خاطر نبود بخاری گازی و امکانات گرمایشی مناسب به این شکل افتادن ...
آیا ما کم حافظه شده ایم؟ آیا جناب شهردار یادی از این عزیزان کرده اند؟
آیا کمک به مردم روستایی و به دور از امکانات مملکت خودمون از بذل بخشش برای کشورهای دیگه واجب تر نیست؟
و خیلی پرسش های بی پاسخ دیگه ...

ثمانه عظیمی دانش آموز حادثه دیده

نرگس برای عکاس نمی‌خندد

برق نگاه معصومشان ‌با قاب‌های چوبی در دست که در آن ‌چهره‌هایی متفاوت از تصویر فعلی‌اشان را نشان‌ می‌داد، آتش به دلمان زد.
عمق نگاه نافذشان شرمسارمان کرد که چرا نباید یک بخاری استاندارد در کلاسشان می‌بود، و انگشت‌های ذوب شده‌ نرگس در کنار کتاب فارسی کلاس سوم ما را ناخودآگاه به یاد حسنک کجایی، تصمیم کبری، روباه و خروس و ده‌ها درس خاطره‌انگیز دیگر این دوره انداخت.
نمی‌دانیم وقتی به درس پترس فداکار می‌رسند، چه تصویری از انگشت پترس در ذهنشان شکل خواهد گرفت و حتی نمی‌دانیم آیا به خاطر گرمی مشعل دهقان فداکار، او را دوست می‌دارند.
دخترکان و پسرکانی با قاب‌های بزرگ در دست که حسرت و رنج در چشمانشان موج می‌زند، بچه‌هایی که رنگ نداشته دیوار خانه‌اشان حکایت از جیب خالی والدینشان برای هزینه‌های سرسام‌آور درمان دارد و نمی‌دانیم چرا تا به امروز گره‌های چروک چهره‌‌هایشان که قرار بود ترمیم شوند، هنوز باز نشده است و این پرسش که آیا در میان سیل پزشکان این مرز و بوم کسی حاضر است با ظرافت انگشتانش مرهمی برای صورتکان این بچه‌ها باشد، ما را به خود مشغول کرده است.
نرگس در روستایشان می‌ماند، به دنبال مرغ خانه‌اشان می‌دود تا شاید با سر و صدای مرغ و خروس‌های خانه بتواند اندکی خود را تخلیه کند.
نرگس در کنار دیگر بچه‌های قربانی غفلت ما در کنار بچه‌های روستا برای گرفتن یک عکس حاضر می‌شود اما او برای عکاس نمی‌خندد.
نرگس دفتر مشقش را باز می‌کند، به زحمت و با کمک دست دیگر مداد سیاه را در دست می‌گیرد و در سطر اول می‌نویسد: ای کاش کلاسمان آتش نمی‌گرفت


امضا بلد نيستم انگشت مي زنم

 

ثمانه عظیمی دانش آموز حادثه دیده بر اثر آتش سوزی مدرسه روستایی از توابع شیراز

http://www.goftman.ir/Home/showthread.php?tid=405

نوشته شده توسط حمید رضا | لینک ثابت |

زیارت

موضوع: جمعه هفدهم خرداد 1387 15:59

چه صفايي داشت حرم امام رضا (ع)

چقدر جمعييت زياد بود

چقدر پروانه گرد اين شمع ميچرخيدند

اينجا چه خبره

اين آقا كيه  كه همه اينطور عاشقانه دورش ميچرخند و خواسته هاشون رو بهش ميگن

اين آقا متعلق به قشر خاصي نيست

اينجا همه جور آدمي هست

با ريش وبدون ريش

با آرايش وبدون آرايش

سياه پوست وسفيد پوست

عرب وكرد وترك وفارس و...

اينجا همه با هررتبه ومقام وجايگاهي وقتي پيش آقا ميرسند چقدر مودبانه به درگاه بوسه ميزنند

چقدرنگاه كردن گنبد امام مهربونيها از باب الرضا(ع) موقع طلوع وغروب آفتاب قشنگه

ميگن زيارت به زبون ما يعني ملاقات

ايمان دارم كه تو اين ملاقات امام رضا (ع)حرفهاي منو رو شنيد اما نميدونم من چقدر حرفهاي آقا رو شنيدم...

 

 

 

 

نوشته شده توسط حمید رضا | لینک ثابت |

خداحافظ

موضوع: دوشنبه ششم خرداد 1387 0:23

خداحافظ مجلس هفتم

خداحافظ صندليهاي خدمت به مردم!!!!!!!!!!!!!!!!

مجلس هفتم هم تمام شد

 

نوشته شده توسط حمید رضا | لینک ثابت |

جشن قهرمانی

موضوع: یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 16:58

 

 بالاخره حق به حقداررسید

پرسپولیس قهرمان شد

...وقطبی بدون شک امپراطور بی بدیل فوتبال ماست

نوشته شده توسط حمید رضا | لینک ثابت |

خسته نباشید

موضوع: شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 0:55

  آخرين جلسه تمرين گروه ونوشا هم برگزار شد

 

خيلي خسته كننده بود .

نزديك به 5 ساعت طول كشيد اما با صبروهمت بچه هاي نوازنده بالاخره تمام شد. برخودلازم ديدم تا از طرف خودم وحامدعزيز ازتك تك آنها تشكركرده و به همگي خسته نباشيد عرض كنم:

 ممنونم از لطف مهدي حسين زاده، وحيد حاجي كمالي، عمادلاريجاني، مهياررضوان، شهريار حيدري، ميلاد مجذوب، سميرميرزاخاني، شيدا رحيمي مقدم وسارادادگر.

وتشكر مخصوص من از دوستاني كه در بين راه با كمال معرفت ماراتنهاگذاشتند ودرسهايي بزرگي به مادادند.

به اميدموفقيت همه دوستان خوبم دراجرا

نوشته شده توسط حمید رضا | لینک ثابت |

نمایشگاه یا...

موضوع: جمعه بیستم اردیبهشت 1387 21:16

امروز عليرغم ميلم رفتم نمايشگاه كتاب

متاسفانه دقيقاً همانطور بود كه فكر ميكردم. البته با وجود زندگي كردن در كشوري كه سرانه مطالعه در آن 2 دقيقه در شبانه روز است انتظار بيشتري هم نبايد داشت .

نمايشگاه يا....

خوشبختانه يا بدبختانه  دركشور ما نمايشگاه كتاب يا پوشاك يا.... فرقي نميكند مهم اينست كه جايي باشد تا وقت بگذرد.

وقتي كه ماموران انتظامي با جواني به علت مزاحمت براي يك خانوم درگير شدند پيشماني ام براي حضور درنمايشگاه كتــــــــــاب دوچندان شد...

 

 

 

نوشته شده توسط حمید رضا | لینک ثابت |


پیغام مدیر
واین خلوت دل بود که نگاشتن رابر من آموخت وتنها انیس ومونس من شد. در خلوت دل باید راست نوشت و اینگونه بود که استاد فرمود :((قلم توتم من است))...
چت با من
جستجو در گوگل
Search in all the world & web with Google Search

Copyright 2006 - Designer: Penguin Network >DaRiUsH KaMaNi

>